تبليغاتX
هنرهای تجسمی
رنگ و روغن
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 3:30 قبل از ظهر توسط abbas |

اریگامی چیست؟

( اُری) به معنی با اندیشه تا دادن و ( كامی) به معنی كاغذ است.تركیب آنها با یكدیگر كلمه اریگامی را میسازد. بنابراین اریگامی هنر و اندیشه ی تا دادن كاغذ (یا صفحاتی از جنس پلاستیك ، فلز و مواد دیگر) برای خلق شكل های مختلف ، می باشد.این شكل ها تعداد زیادی ازحیوانات ، پرندگان ، ماهی ها،وسایل بازی، وسایل دكوری، شكل های هندسی و اشكالی در ارتباط با گرافیك ، معماری ، صنعت و ... را شامل می شوند.اریگامی طیف بسیار گسترده ای از كودكان پیش دبستانی تا اساتید دانشگاه را در بر می گیرد.

اریگامی فقط از تعداد کمی از تاهای گوناگون استفاده می‌کند، ولی همین تاها می‌توانند به روش‌های گوناگونی ترکیب شوند تا طرحهای متفاوتی ایجاد کنند.

به طور کلی، این طرحها با یک برگ کاغذ مربع شکل آغاز می‌شود، که هر روی آن ممکن است به رنگ متفاوتی باشد و بدون بریدن کاغذ ادامه می‌یابد.

البته بر خلاف باور عمومی، اریگامی‌های باستانی ژاپن، کمتر سختگیری روی این قرارداد داشته و گاهی از بریدن کاغذ در هنگام آفریدن طرح (کیریگامی) و یا شروع کردن با کاغذهای مستطیل، دایره، و دیگر کاغذهای غیرمربع استفاده می‌شده است.

تمام مردم می توانند از آن لذت برده و با خلق طرحهای جدید به تاریخ اریگامی بپیوندند. اریگامی مدرن، در چند ساله اخیر(از سال 1950 میلادی به بعد) با انتشار كتابهای آقای یوشیزاوا (Akira Yoshizava) ، استاد اریگامی از ژاپن، رنسانس خودش را شروع كرد. اكنون اریگامی كاربردهای مهمی در هنر، علم و صنعت پیدا نموده است.

 

تاریخچه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 3:0 قبل از ظهر توسط abbas |

دف مولوی

مست شدند عارفان مطرب معرفت بیا / زود بگو رباعیی پیش درآ بگیر دف

دف نظامی گنجوی

یکی بر جای ساغر دف گرفته / یکی گلاب دان بر کف گرفته

دف حضرت حافظ

حدیث عشق که از حرف و صوت مستغنی ست / به ناله دف و نی در خروش و ولوله بود

خلاصه ای از تاریخچه دف

قدیمی ترین نوشته که در آن سخن از دف آمده است و خود میتواند مدرک معتبری به شمار بیاید در کتاب مقدس حضرت داوود(ع) زبور است. حضرت داوود در ۱۰۱۰ـ۹۷۰ ق.م. میزیسته

از کتاب زبور آن حضرت میتوانیم به این آیه اشاره کنیم

(( او را با دف و رقص تسبیح بخوانید او را با ذوات اوتار و و نی تسبیح بخوانید))

از این آیه چنین به نظر میآید که در زمانن حضرت داوود دف سازی شناخته شده بوده و از آن استفاده میگردیده است

حضرت داوود استفاده آن را در مراسم مذهبی جایز میدانسته و آن را وسیله ای در ایجاد وجد در مومنین میداند

در تمام ۱۵۰ آیه زبور فقط در این آیه به عمل رقص به همراه دف اشاره شده است. در زبور اشاره به وجد الهی حاصل از نواختن و سماع صوت این ساز میباشد

نظر به اینکه ریشه یابی و اسم وسایل و ابزار محل اولیه پیدایش هر ساز را معرفی میکند چون واژه دف را معرب از دوپ آرامی و دوب سومری دانسته اند باید قدمت آن را به هفت هزار سال قبل ببریم

تاریخ طبق مدارک و شواهد نشان میدهد که خاستگاه اولیه دف به شکل ابتداییی و پیشرفته نشده خود سومر بوده است و سپس توسط آرامی ها و از طریق اعراب به تمدن های دیگر راه یافته است

دف در هزاره ی قبل از میلاد همانگونه که اشاره شد وسیله ای بود که با آن به وجد و سماع و نیایش در پرستشگاه میپرداختند و در جشن ها و پایکوبی های مهم نزد پادشاهان و رهبران مذهبی همچون موبدان آن را مینواختند

با نگرشی به شکل بیان زبور در ارتباط با این ساز مشخص گردیده که این ساز همراه با کرنا بربط و عود و نی نواخته میشده و در بند چهرام کتاب زبور آمده که این ساز در مجالس مذهبی و عرفانی مومنان به وجود آورنده وجد بوده است

و ما میخوانیم که شب ازدواج حضرت سلیمان (پسر حضرت داوود ) با بلقیس همراه با دف نوازی بوده است و شرکت کنندگان با نوای دف به پایکوبی و دست افشانی میژرداختند

و اما دف در نزد ایرانیان

:

و اما در ایران زمین دف جایگاهی خاص یافت و در نزد ایرانیان هچون قوم بنی اسرائیل از منزلتی ویژه برخوردار گردید. در ایران دف دارای همان کاربردهایی گردید که در نزد قوم بنی اسرائیل ایرانیان دف را در شادی ها و جشن های بزرگ خود مانند نوروز مینواختند و امروزه نیز بسیاری از ایرانیان در مراسم مذهبی خود از این ساز عرفانی استفاده میکنند

بعدها در تاریخ آمد و چنین خواندیم که به هنگام ورود پیامبر بزرگوار حضرت محمد (ص) به شهر مدینه مردان و زنان با دف نوازی به خوشامد گویی از حضرت رسول شتافتند

در صدر اسلام خوانندگان معروفی پا به عرصه ی وجود گذاشتند که از آن قبیل یکی عزاه المیلا است. وی خوانندگی خود را با دف همراهی مینموده و در خواندن وزن اشعار خود را با دف نگاه میداشته. و نیز طویس که از موسیقیدانان معتبر صدر اسلام است شیفتگی خاصی نسبت به موسیقی ایرانیان مقیم مدینه داشته است و سعی مینموده سبک اشعار خود را بر پایه سبک خوانندگی ایرانیان قرار دهد و دف را از ایرانیان مقیم مدینه آموخت و در هنگام خواندن فقط از دف استفاده مینمود

ورود دف به مسلک تصوف و اهمیت یافتنش

:

چنانکه در کتاب حضرت داوود خواندیم نام او را با رقص تسبیح بخوانید

همانند این رقص تسبیح یا((رقص)) در نزد صوفیان رقصی پدید آمد و صوفیان مبادرت به چنین رقصی که آن را سماع نیز میگویند مینمایند و این سماع یکی از برنامه های عملی مسلک تصوف است. حالت وجد و سماع در صوفیان غالبا با شعر و موسیقی یا سخنان دلکش پیر آغاز میشود و در هنگام سماع و در حلقه ذکر این دف است که با نوای خود سالک را تا مرحله ی از خود بیخودی پیش میبرد و سالک با هماهنگ کردن خود با ریتم ذکر ناخواسته به سماع میپردازد و در اینجاست که دف باعث رفتن به سماع و ایجاد خلسه و وصال به حق میباشد

به همین دلیل است که هر گاه دفی در هنگام نواختن پاره شود صوفیان بر دف لفظ شهید را میگذارند

سماع در زمان مولوی در مجلس صوفیان به اوج خود رسیده بود

حضور دف در مجلس سماع

اهمیت دف جدا از نظر موسیقیایی آن در جایگاه عرفان وتصوف و سوق سالک به حالت جذبه دارای مقام وارجی به سزاست

دقیقا نمیدانیم که دف از چه زمانی و توسط چه کسی برای اولین بار به خانقاه برده شد اما میتوان گفت که تاثیر دهی خاص آن برایش پایگاهی مقدس به وجود آورده

در دف یه حال و مقام خاص برای سالک نهفته است که در هیچ یک از آلات موسیقی نیست

اول) حفظ و ایجاد کیفیت پرده برای صوفی

دوم) تاثیر روانی با پدیده های برون ریزی از طریق کوبش

سوم) نیایش و مناجات در شکل نواختن آن حالت تسلیم به درگاه معبود

این سه حالت در هیچ یک از آلات موسیقی به این حد نهفته نیشت

ساز دف در بین ایرانیان در سلسله های مختلف صفویه ایران و بخصوص اهل حق و قادریه منزلت و قربی به سزا دارد

میگویند انسان دو حالت دارد حالت داخلی و حالت خارجی

حالت داخلی را جذبه میگویند و حالت خارجی را دف میگویند

.

امیدواریم تا به اینجا از خلاصه دف و جایگاه آن بهرهمند شده باشید

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 11:39 بعد از ظهر توسط abbas |

قلمزنی عبارت است از تزیین و کندن نقوش بر روی اشیای فلزی به ویژه مس، طلا، نقره، برنج و یا به عبارت دیگر ایجاد خطوط و نقوش به وسیله قلم با ضربه چکش و بر روی اجسام فلزی. قلمزنی یکی از رشته‌های هنرهای سنتی ایران است که در دسته بندی، در رده هنرهای صناعی و در گروه فلزکاری قرار دارد.

 

امروزه برای قلم‌زنی ابتدا داخل یا زیر ظرف یا سینی مورد نظر را که معمولا از جنس نقره یا طلا است از محلول قیر و گچ پر می‌کنند تا سروصدای قلم کمتر به گوش برسد و همچنین مانع از سوراخ شدن ظرف در حین کار شود. سپس نقش مورد نظر را روی ظرف رسم کرده و قلم مناسب را انتخاب کرده و روی سطح ظرف قرار می‌دهند و با چکش بر انتهای قلم می‌کوبند تا شیارها و نقش‌ها با تغییر شدت ضربه روی ظرف ایجاد شوند.
قلم‌های این هنر متنوع هستند و نام‌های خاص خود را دارند مانند قلم سایه و قلم نیم‌بر. پس از ایجاد نقش‌ها، قیر را جدا می‌کنند و روی شیارها گرده زغال می‌ریزند و روی ظرف را با روغن جلای سیاه می‌پوشانند. به این ترتیب نقش‌های قلم‌زده شده به شکل خط‌هایی تیره و مشخص دیده می‌شود.
نمونه‌ای از هنر قلم زنی استان مرکزی که یک بادیاب (بادیه، جام بزرگ پایه‌دار) مسی بود در ورودی سازمان مالکیت‌های معنوی WIPO در سوئیس قرار دارد[۱].

پیشینه هنر قلمزنی در ایران

پیشینه قلمزنی به زمان سکاها یا سیت‌ها نسبت داده می‌شود که نژاد آریایی داشتند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 11:38 بعد از ظهر توسط abbas |

ز کوي يار مي آ يد نسيم باد نوروزي         از اين باد ار مدد خواهي چراغ دل برافروزي

نوروز

 

نوروز یک جشن ملی است، جشن ملی را همه می شناسند که چیست نوروز هر ساله برپا می شود و هر ساله از آن سخن می رود. بسیار گفته اند و بسیار شنیده اید پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا هست. مگر نوروز را خود مکرر نمی کنید؟ پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید. در علم و و ادب تکرار ملال آور است و بیهوده «عقل» تکرار را نمی پسندد: اما «احساس» تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، جامعه به تکرار نیازمند است و طبیعت را از تکرار ساخته اند: جامعه با تکرار نیرومند می شود، احساس با تکرار جان می گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن طبیعت، احساس، و جامعه هر سه دست اندرکارند. نوروز که قرن های دراز است بر همه جشن های جهان فخر می فروشد، از آن رو هست که این قرارداد مصنوعی اجتماعی و یا بک جشن تحمیلی سیاسی نیست. جشن جهان است و روز شادمانی زمین و آسمان و آفتاب و جشن شکفتن ها و شور زادن ها و سرشار از هیجان هر «آغاز». جشن های دیگران غالباً انسان را از کارگاه ها، مزرعه ها، دشت و صحرا، کوچه و بازار، باغها و کشتزارها، در میان اتاق ها و زیر سقف ها و پشت درهای بسته جمع می کند: کافه ها، کاباره ها، زیر زمین ها، سالن ها، خانه ها ... در فضایی گرم از نفت، روشن از چراغ، لرزان از دود، زیبا از رنگ و آراسته از گل های کاغذی، مقوایی، مومی، بوی کندر و عطر و ... اما نوروز دست مردم را می گیرد و از زیر سقف ها و درهای بسته فضاهای خفه لای دیوارهای بلند و نزدیک شهرها و خانه ها، به دامن آزاد و بیکرانه طبیعت می کشاند: گرم از بهار، روشن از آفتاب لرزان از هیجان آفرینش و آفریدن، زیبا از هنرمندی باد و باران، آراسته با شکوفه، جوانه، سبزه و معطر از بوی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه های شسته، باران خورده پاک و ...  نوروز تجدید خاطره بزرگی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 8:36 قبل از ظهر توسط abbas |

22 بهمن 57

تظاهرات مردمي مقابل دانشگاه تهران در دوران انقلاب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 0:8 قبل از ظهر توسط abbas |

معلمي شغل و حرفه نيست، بلکه ذوق و هنر توانمندي است معلمي در قرآن به عنوان جلوه اي از قدرت لايزال الهي نخست ويژه ذات مقدس خداوند تبارک و تعالي است. در نخستين آيات قرآن که بر قلب مبارک پيغمبر اکرم (ص) نازل شد، به اين هنر خداوند اشاره شده است:

 اقرا باسم ربک الذي خلق، خلق الانسان من علق، اقرأ و ربک الاکرم، الذي علم بالقلم، علم الانسان ما لم يعلم. (علق: 1ـ 5) بخوان به نام پروردگارت که جهانيان را آفريد. انسان را از خون بسته سرشت بخوان ! و پروردگارت کريمترين است همان که آموخت با قلم، آموخت به انسان آنچه را که نمي دانست.


 در اين آيات خداوند، خود را « معلم »  مي خواند و جالب اين که معلم بودن خود را بعد از آفرينش پيچيده ترين و بهترين شاهکار خلقت، يعني انسان آورده است.  مقام معلم بودن خدا، بعد از آفرينش قرارداد. نوعي انساني را که هيچ نمي دانست، به وسيله قلم آموزش


 داد که اين از اوج خلاقيت و هنر شگفت خداوند در امر آفرينش حکايت دارد:


چو قاف قدرتش دَم بر قلم زد              هزاران نقش بر لوح عدم زد


 از اين رو، مي توان گفت که هنر شگفت معلمي از آن خداوند عالم است.


 شهيد ثاني رحمت الله درباره هنر معلمي خداوند مي فرمايد:


 خداوند از آن جهت به وصف (اکرميت) و نامحدود بودن کرامتش، توصيف شد که علم و دانش را به  بشر ارزاني داشته است. اگر هر مزيت ديگري، جز علم و دانش، معيار فضيلت به شمار مي رفت،  شايسته بود همان مزيت با وصف (اکرميت) در ضمن اين آيات همراه و هم پا گردد و آن مزيت به  عنوان معيار کرامت نامحدود خداوند به شمار آيد. کرامت الهي در اين آيات با تعبير «الاکرام»  بيان شده است. چنين تعبيري مي فهماند که عالي ترين نوع کرامت پروردگار نسبت به انسان با والاترين مقام و جايگاه  او، يعني علم و دانش هم طراز است.


  به همين جهت امام خميني (ره) مي فرمود:


 معلم اول خداي تبارک و تعالي است ..... به وسيله وحي؛ مردم را دعوت مي کند به نورانيت؛ دعوت مي کند به محبت؛ دعوت مي کند به مراتب کمالي که از براي انسان است.

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 3:19 قبل از ظهر توسط abbas |

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 11:36 بعد از ظهر توسط abbas |

نقاشي زبان كودك است. كودكان برخلاف بزرگسالان هستند. آنها از طريق نقاشي كشيدن، قصه گويي، بازي كردن و… شناخته مي شوند.

نقاشي به ما كمك مي كند تا به دنياي دروني و روح كودك پي ببريم، بدانيم چه نيازهايي دارد، آيا كودك ناسازگار يا بيمار است؟ در بزرگسالي مي خواهد چه كاره شود و… به دليل علاقه بسيار ي از خانواده هاي عزيز و اهميت نقاشي كودكان تصميم دارم در اين شماره و در چند شماره آتي مفاهيم نقاشي كودكان را به صورت كاملاً خلاصه شده، تقديمتان كنيم. مفهوم خورشيد، ماه، آسمان، زمين، اتومبيل و حيوانات را در اين شماره با هم بررسي مي كنيم، لطفاً توجه داشته باشيد كه شما به كودك، موضوع نقاشي نمي دهيد و خودش آزادانه نقاشي مي كند.

1ـ خورشيد و ماه

در اغلب نقاشيهاي كودكان، خورشيد ديده مي شود. خورشيد نشانه امنيت، خوشحالي، گرما، قدرت و به قول روانشناسان خورشيد به معني پدر است. وقتي رابطه كودك و پدر خوب است كودك خورشيد را در حال درخشيدن مي كشد و وقتي رابطه آن دو مطلوب نيست كودك خورشيد را در پشت كوه ناپديد مي كند.

ترس كودك ازپدر به رنگ قرمز تند و يا سياه در نقاشي ديده مي شود. البته با يك نقاشي ما به قضاوت نمي پردازيم بلكه بايد چندين نقاشي كودك را بررسي كرد. ماه نشانه نيستي است. اغلب كودكان ماه را كنار قبر و قبرستان مي كشند. كودكان در نقاشي خود ماه را با مرگ معني مي بخشند.

2ـ آسمان و زمين

آسمان به معني الهام و پاكي است. ولي زمين به معني ثبات و امنيت مي باشد. كودكان خيلي كوچك هيچ وقت خطي براي نشان دادن زمين ترسيم نمي كنند، ولي در سن 5 يا 6 سالگي كه آغاز به درك دلايل منطقي مي كنند به كشيدن زمين نيز مي پردازند.

3ـ اتومبيل

درجامعه امروزي ماشين نشانه قدرت است، به همين دليل در نقاشيهاي كودكان مخصوصاً پسربچه ها ماشين زياد ديده مي شود. وقتي يكي از اعضاي خانواده كه اغلب پدر و گاهي خود كودك است، رانندگي مي كنند، از ديدگاه برون فكني اهميت پيدا مي كند. بيشتر نوجوانان به بهانه اينكه كشيدن تصوير آدم حوصله شان را سرمي برد يا سخت است، از كشيدن شكل آدم خودداري مي كنند اما به اعتقاد پژوهشگران ترجيح دادن كشيدن ماشين در اين دوره خود به خود نشان دهنده وابسته بودن شخص به دنياي خارج و زندگي ماشيني است. البته اين مسائل بستگي به سن، فرهنگ وعوامل ذهني و… نوجوان دارد.

4ـ حيوانات

اگر در نقاشي كودك شما تصاوير حيوانات ديده مي شود ممكن است دلايل مختلفي وجود داشته باشد كه شما با صحبت كردن با كودك پي به آن مي بريد. كودكي كه در روستا زندگي مي كند و يا حيوانات خانگي دارد و يا عاشق حيوانات باشد و يا حتي زياد به باغ وحش برود طبيعي است كه حيوان بكشد. پس فرهنگ و طرز زندگي كودك در خانواده از اهميت زيادي برخوردار است. اگر كودك به نوعي با حيوانات رابطه نداشته باشد و حيوان براي او در دسترس نباشد تصوير حيوان در نقاشي او اهميت خاصي پيدا مي كند. گاهي ممكن است كودك احساس گناه و تقصيري را كه تجربه كرده و جرأت نكرده آن را ابراز كند در نقاشي و در قالب حيوان نشان دهد.

مثلاً كودكي ممكن است به دليل اينكه ديشب درجايش خرابكاري كرده و سرزنش شده احساس گناه كرده باشد و در نقاشي اش شكل حيوان خاصي را مثل مارمولك بكشد. كشيدن حيوانات درنده نشانه فشارهاي دروني مخفي كودك است. مثلاً كودكي كه نسبت به برادر كوچكتر تازه به دنيا آمده اش حسادت مي كند، در نقاشي ممكن است گرگ بكشد كه اين نشان دهنده ترس و دلهره كودك از تازه وارد كوچولو است.دوستان خوبم، توجه داشته باشيد كه درتجزيه و تحليل نقاشي كودكان كه كاري بسيار ظريف و حساس است چون يك كار تخصصي و تجربي است شما رأي قطعي نمي دهيد. كودك شما بايد خودش به ميل خودش موضوع نقاشي را اتنخاب كند.

شما نبايد بالاي سر او بنشينيد و به او مداد رنگي به ميل خودتان بدهيد. او در نقاشي كردن بايد آزادي كامل داشته باشد. در پايان نقاشي از كودك بخواهيد كه در مورد تصاوير كشيده شده براي شما حرف بزند. اين گونه اطلاعات به شما در تجزيه و تحليل نقاشي كودك كمك مي كند. كودكان را به كشيدن تشويق كنيد اما آنها را مجبور نكنيد كه همين الان براي شما نقاشي بكشند

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 10:39 بعد از ظهر توسط abbas |

سفالگری ساختن ظروف با گل است و به ظرف ساخته شده از این طریق سفال می‌گویند. از مشهورترین سفالینه‌ها می‌توان به کوزه و پیاله سفالین اشاره کرد. قبل از رواج شیشه سفالینه‌ها رایج ترین مظروفات بشر بودند. مرغوب ترین خاک در صنعت سفالگری خاک رس می‌باشد که بدلیل وجود مقادیر بالای آهن در آن، به رنگ سرخ است. سفالگری از نخستین صنایع بشر می‌باشد.

 

پیشینه سفالگری

ساختن ظروف سفل متعلق به زمانی است که انسان در دشت زندگی میکرد و روستای اولیه شکل گرفته‌است و یکجا نشینی بوده‌است. این ظروف معمولا برای نگهداری مواد غذایی ساخته شده‌است. ظروف سفالی خاصیت فاسد نشدنی دارد اما از سویی به دست آوردن این ظروف امکان تعبیر و تفسیر بخشهای مهمی از زندگی انسانهای اولیه را فراهم آورده‌است. مراحل ساخت و تحول ظروفهای سفالی عبارتند از:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 11:17 بعد از ظهر توسط abbas |

 

Use Advanced Search

 

 

 

 

 

 

 

explorer blog